نظام اسلامی ایران در مواردی خود را صاحب و مدعی حقیقتی ناب می دانند، مبلغ آن است و منکران آن حقیقت را هم گمراه یا مرتد می داند در حالیکه نتیجه عینی عملکرد او، با آن چه اعتقاد قلبی دارد تناقض آشکار دارد.
موضوع عصمت یکی از آن موارد پایه است که از مبانی فکری نظام اسلامی است و انکار این اصل در اسلام پاره ای از اصول دیگر را دچار تزلزل می کند. جمهوری اسلامی هم طبیعتا به عنوان یک حکومت اسلامی طرفدار سرسخت این اصل است و آن را به عنوان یکی از ستونهای فکری خود می داند. به طوری که برای مثال الان اگر از هر گوشه ای سوال یا اشکالی بر این اصل مطرح شود و فرصت انتشار بیابد حداقل و حداقل عاقبت آن تعطیلی بساط انتشار دهنده است و تا چند روز همه بلنگوهای رسمی مملکت فریاد وا اسلاما سر می دهند.
در عین حال هیچ کسی منکر این نیست که صفت عصمت با مشخصاتی که مسلمانان به آن معتقدند، در حال حاضر مصداق عینی ندارد و فعلا در میان کسانی که بر زمین زندگی می کنند، معصوم نداریم. لذا همه افرادی که فعلا سرتا پای نظام اسلامی ایران را تشکیل داده اند هم از این قاعده جدا نخواهند بود و همگی افرادی عادی و در معرض اشتباه می باشند.
ارتکاب به خظا، به عنوان یکی از وجوه اجتناب ناپذیر ما آدمها امری پذیرفته شده است و هر خطایی هم بالاخره هزینه هایی دارد که بسته به جایگاه فرد، خود او و احتمالا دیگران بایدآن هزینه ها را پرداخت کنند و طبیعتا هر چه جایگاه فرد رفیع تر و موثر تر باشد، اشتباهات او هزینه های هنگفت تری به همراه خواهد داشت. بنابراین اصل نظارت بر هر نهادی و پاسخگویی آن نهاد در هر حکومت بشری برای به حداقل رساندن همین خطاهای بشری پیش بینی شده و هرچه آن نهاد در جایگاه بلند تری نشسته باشد، باید نظارت بیشتری هم بر آن صورت گیرد و به عبارت دیگر آن نهاد باید پاسخگو تر باشد. از آنجا که هدف هر حکومت سیاسی تامین منافع و مصالح عموم مردم است، پرواضح است که صالح ترین مرجع برای نظارت بر حکومت هم خود مردم باشند.
اما در نظام حکومتی ایران در مورد ولی فقیه که در بالاترین نقطه نشسته است، نه تنها چنین نظارتی بر او در عمل وجود ندارد بلکه رفتاری که با او میشود او را فردی معصوم یا شبهه معصوم معرفی می کند.
برای مثال وقتی به نمایی که نظام حاکم از خود در بیست سال اخیر به نمایش گذاشته و معرفی می کند نگاه می کنیم، حتی یک نمونه خطا و لغزش هم در عملکرد رهبری گزارش نشده است. یعنی نتیجه ای که می توان از برخورد عملی نظام گرفت این است تک تک تصمیمات و دستوراتی که تا به حال از جانب رهبری نظام صادر شده تماما عین درستی و عاری از هر گونه خطا و حتی حکیمانه بوده است چراکه تا به حال دیده نشده که مردم به عنوان ناظران اصلی و نهایی حکومت، حتی یک گزارش خطا دریافت کرده باشند.
نوشته های اخیر سردبیر روزنامه کیهان که در حاشیه معرفی سه وزیر جدید به مجلس و نقل قول رئیس جمهور از رهبری منتشر شد موید وجود همین دیدگاه است که انگار شخص ولی فقیه از گونه ای عصمت برخوردار است.
او در مقاله اول خود در اعتراض به رئیس جمهور می گوید:
"ماجراي ديروز مجلس شوراي اسلامي و نقل قول مخدوشي كه از تريبون خانه ملت پخش شد، كمترين ترديدي در ضرورت اين نوشته باقي نمي گذارد، چرا كه، وارونگي اين نقل قول، آگاهانه يا ناخودآگاه - و انشاءالله ناخودآگاه - درباره نظر كسي بود كه نه فقط مقتداي همه مردم ايران بلكه مراد همه ملت هاي مسلمان و نقطه اميد تمامي آزادگان و محرومان جهان است. بنابراين، انصاف آن است- و تكليف هم - كه واقعيت ماجرا بازگو شود تا «بر دامن كبرياش ننشيند گرد»، اگرچه نمي نشيند."
اما به دنبال بیانیه بیت رهبری عذر خواهی کرده و می گوید:
"با توجه به آنچه گذشت، بی تردید می توان نتیجه گرفت كه كیهان یكی از مخاطبان هشدار بیت رهبرمعظم انقلاب بوده است ولی، این هشدار منحصر به كیهان نبود بلكه دیگران نیز به خاطر اشتباهاتی كه مرتكب شده اند مخاطب آن بوده اند. اما، كیهان به نوبه خود نه فقط خطای خویش را نفی نمی كند بلكه خضوع در برابر نظر رهبرمعظم انقلاب را وظیفه خود و وسیله نجات و تقرب به خدای مهربان می داند.
و البته، دیگران نیز كه در این ماجرا لغزیده اند باید هشدار مراد و مقتدای خویش را به گوش جان بسپارند و به هوش باشند كه همه در معرض لغزش و خطا هستیم و چاره ای جز چنگ زدن به ریسمان الهی كه با واسطه رهبرمعظم انقلاب از خاك به ملكوت متصل است نداریم."
او به عنوان سردبیر یک روزنامه که فلسفه وحودی آن نظارت بر ارکان قدرت است، تکلیف خود می داند که به هر طریق از نشستن گردی با دامن کبریایی او جلوگیری کند و البته معتقد است که به هر حال گردی نخواهد نشست. همچنین صاحب چنین عقیده ای بر وجودی که از نظر او واسطه بین خاک و ملکوت است، قطعا نظارت نخواهد کرد و هر نقد و سوالی را نیز تحدیدی برای آن ریسمان تلقی می کند.
سوال اینجاست که اگر بر فرض امام معصوم در راس حکومت بود٬ چه می کردیم که در حال حاضر نمی کنیم؟ و حال که بر غیر معصوم بودن او اتفاق نظر وجود دارد، تجربیات با ارزش او را که مجموعه ایست از تصمیات درست و خطا، در کجا گزارش و ثبت کرده ایم که چراغ راه آیندگان باشد تا از یک سوراخ دوبار گزیده نشویم؟
